رنج میبرم از زندگانی ام
· 18 اردیبهشت · تنهاییام را بهانه کردم تا در سکوت، صدای تو را بهتر بشنوم؛ گویی تنها رفیقِ من، غمِ شیرینِ دوری توست. در این شبِ پر از اندوه، تنها همصحبتِ من سایهی غم است که با عشقِ عارفانهام، رقصِ تنهایی را میآموزد. با تنهاییام آشتی کردم و فهمیدم که عشق، حتی در غمهای بیپایان، تنها پناهگاهِ روحِ تنهاست. غصهها را در آغوش کشیدم و با آنها دوست شدم؛ چون میدانم که در این جهانِ خالی، تنها عشق و تنهایی، دو بالِ پروازِ من هستند. عاشقِ تنهاییام شدم، چون در این سکوت، خدا و تو را بیشتر از همیشه حس میکنم
پوریا رضاتبار بالانقیبی 🇮🇷
❉᭄͜͡شبکـہ هاے اجتماعے پوریا رضاتبار بالانقیبی❉᭄͜͡
· 9 اردیبهشت · ٖؒ﷽پـבر 🥀ٖؒ﷽
پدرم، ستون محکم زندگیم، دستی که همیشه بر شانهام بود، چشمانی پر از عشق و فداکاری بیپایان. تو قهرمان خاموشی، بابا
𝐌𝐲 𝐟𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫, 𝐭𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐫𝐨𝐧𝐠 𝐩𝐢𝐥𝐥𝐚𝐫 𝐨𝐟 𝐦𝐲 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐭𝐡𝐞 𝐡𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐚𝐭 𝐚𝐥𝐰𝐚𝐲𝐬 𝐡𝐚𝐝 𝐨𝐧 𝐦𝐲 𝐬𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐞𝐫, 𝐞𝐲𝐞𝐬 𝐟𝐮𝐥𝐥 𝐨𝐟 𝐞𝐧𝐝𝐥𝐞𝐬𝐬 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐚𝐜𝐫𝐢𝐟𝐢𝐜𝐞. 𝐘𝐨𝐮 𝐚𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐡𝐞𝐫𝐨 𝐨𝐟 𝐬𝐢𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐃𝐚𝐝.
♾️ - 1400
♾️ - 2021
🄵🄾🄻🄻🄾🅆
🄻🄸🄺🄴
🅁🄴🄿🅄🄱🄻🄸🅂🄷
🅂🄰🅅🄴
🄲🄾🄼🄼🄴🄽🅃
ٖؒ﷽پوریا رضاتبار بالانقیبیٖؒ﷽
ٖؒ﷽مازنـבرانٖؒ﷽
🅱🅻🅾🅶 2
╭─━━━━━─╯ کلیک کنیـב ╰─━━━━━─╮
