تکنولوژے و موسیقے و اخبار با پوریا رضاتبار بالانقیبے

تکنولوژے و موسیقے و اخبار با پوریا رضاتبار بالانقیبے

تکنولوژے בانشے کاربرבے براے بهبوב زنـבگے انساט با استـ؋ـاבـہ از ابزارها و نوآوری‌هاے علمی

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 18 اردیبهشت ·

☆彡彡   میرزاבـہ عشقی ミミ★

امشب آماده یار و بزم و شرابست

گو که همین امشبم ز عمر حسابست

هر شبم از هجر، آب دیده روان بود

امشبم از شوق وصل، دیده پرآبست

لب به لب میگسارش نازده مستم

آنچه زیادست این میانه شرابست

نقش گل سرخ بر حباب چراغست

خوبی این منظر نکو ز دو بابست:

روی فروزان یار و گونه سرخش

حقه آن سرخ گل، به روی حبابست

عمر پر از یادگار جور به جور است

عشق فقط یادگار عهد شبابست

بیست و دو سالست، تند می روی ای عمر!

اندکی امشب تأمل این چه شتابست؟

روز خراب من، از خرابی بختم:

نیست: که از اصل، روزگار خرابست!

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 18 اردیبهشت ·

يکي را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نميداند
نگاهش ميکنم شايد
بخواند از نگاه من
که او را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نميداند
به برگ گل نوشتم من
تو را دوست مي دارم
ولي افسوس او گل را
به زلف کودکي آويخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم اي مهتاب
سر راهت به کوي او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس چون مهتاب به روي بسترش لغزيد
يکي ابر سيه آمد که روي ماه تابان را بپوشانيد
صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست مي دارم
ولي افسوس و صد افسوس
زابر تيره برقي جست
که قاصد را ميان ره بسوزانيد
کنون وامانده از هر جا
دگر با خود کنم نجوا
يکي را دوست مي دارم
ولي افسوس او هرگز نميداند

 

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 18 اردیبهشت ·

★彡   ـ؋ـریـבوט مشیری 彡★

عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم

اکنون که پیدا کرده ام ، بنشین تماشایت کنم

 الماس اشک شوق را تاجی به گیسویت نهم

گل های باغ شعر را زیب سراپایت کنم

 بنشین که با من هر نظر،با چشم دل ،با چشم سر

هر لحظه خود را مست تر ، از روی زیبایت کنم

 بنشینم و بنشانمت آنسان که خواهم خوانمت

وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 18 اردیبهشت ·
احمد شاملو

بالاﺧﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ
ﺁﻥ ﺷﺐﻫﺎیی ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ
چقدﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴﺘﻢ

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

☆彡彡 بـہ وقت شعر ミミ★

Cafepersians.io Cafepersians.io Cafepersians.io · 13 اردیبهشت ·

وقتی تو با من نیستی از من چه میماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی

غیر از غباری در لباس تن چه میماند

از روزهای دیر بی فردا چه می آید

از لحظه های رفته ی روشن چه میماند

از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند

از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی

تکرار من در من مگر از من چه می ماند

از من اگر کوهم اگر خورشید اگر دریا

بی تو میان قاب پیراهن چی می ماند

بی تو چه فرقی میکند دنیای تنها را

غیر از غبار و آدم و آهن چه می ماند

از شعر و شاعر جز شب و شیون چه می ماند